خرید بک لینک
بابا لنگ دراز عزیزم

میدونم که قرار نیست هیچوقت این نوشته هارو بخونی

اما بالاخره باید جایی برای خالی کردن چرت نویس های به قول شما منه دیوانه باشد تا از شدت فشار جملات پنهان چین و چروک بر صورت و اندام بنده نیفتد.

بابا لنگ دراز عزیزم

جدیدا دچار حس های عجیبی هستم

حس هایی که موجب میشوند

فکرم دائما درگیرتان باشد و حتی ان لاغری بیش از حد و قد بلندتان برایم جذاب جلوه کند

اما کاش شما از این حس ها بویی نبرید چرا که من از رابطه ها میترسم

برچسب: نامه,شماره, نویسنده: نیما فلاح تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 2:36

بابا لنگ دراز عزیزم امروز کلی فکر کردم و بهترین نتیجه ای که گرفتم این بود که واقعا باید با میم جیم جدی حرف بزنم و این رابطه کوفتی بی سر و ته رو تموم کنم چرا که به قول شما این رابطه فقط باعث فشار عصبی و روانی بر من میشه و چه اشکالی داره که من یک بار هم که شده خودخواه باشم؟ حداقلش این است که پس فردا به خودم برای خیانتی که الان مرتکبش هستم مدیون نخواهم شد زیرا که من الان در ذهنم فقط به شما فکر میکنم و میم جیم دیگر آن اهمیت قبلی را برای من ندارد من تصمیم خود را گرفته ام بابا لنگ دراز عزیزم فقط لطفا توام حامی من باش که بدون تو مانند کودکان جدا شده از مادر هراسیده هستم

برچسب: نامه,شماره, نویسنده: نیما فلاح تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 2:36

بابا لنگ دراز عزیزم باور کنید تقصیر من نیس که گاهی اوقات شما را میرنجانم یعنی تقصیر من هست اما عمدی نیست من فقط مانند همه دختران گاهی فقط حسودی های نابجا میکنم که کاملا غیر ارادیست ، بابا لنگ دراز جانم باور کنید شما بیش از یک دوست برای من عزیز هستید و انکار نمیکنم که امروز پیش خودم اعتراف کردم که چقدر مشتاقم تا شما سراغی از من بگیرید.. هرچند نشد ، اما اصلا نمیخواستم شما را برنجانم.کاش هیچوقت نبودم...

برچسب: نامه,شماره, نویسنده: نیما فلاح تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 2:36

صفحه بندی